نخبگان برای کارآمد ساختن ساختارها به اصلاحات دست می زنند. اجرای اصلاحات تبعات خاص خود را دارد و اغلب به بحران و بی ثباتی سیاسی در درون حاکمیت منجر می شود. این مقاله درصدد است تا تحلیلی از رابطه اصلاحات و بی ثباتی در امپراتوری سلجوقی را ارایه دهد. برای این منظور، سه مرحله اصلاحات (دوره وزارت خواجه نظام الملک، وزارت ابوالقاسم درگزینی، وزارت کمال الدین خازن) مورد تحلیل قرار گرفته است. اصلاحات دوره خواجه تعارض ساختاری بر امپراتوری تحمیل کرد. فعال شدن این تعارض در دو دوره بعدی، مانع موفقیت اصلاحات گردید.